گلایه ها و انتظارات مردم از نمایندگان مجلس در شرایط جنگی غم این خفته ی چند، خواب در چشم ترم می شکند... به گزارش مجلس ایران دات کام، هرچه ساعت به 20 شب نزدیک تر می شود، دور میدان شلوغ تر شده و شعارها هم بیشتر می شود. بسمت حلقه چند خانم می روم که به شکل ردیف در کنار هم پرچم های ایران را تکان می دهند. زنی که مریم نام داشت، گفت در انتخابات مجلس شرکت کرده و در برگه رای اش هم اسم محمدباقر قالیباف و مرتضی آقاتهرانی را نوشته است. نیلوفر مولایی: ۲ سال پیش بود که در روزهایی پر از وقایع تلخ و درگذشت ناگهانی رییس دولت سیزدهم، در گرماگرم رقابت های انتخابات ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس یازدهم کوله بارشان را از ساختمان هرمی شکل بستند و کرسی نمایندگی را به مستأجران جدید سپردند. نمایندگانی که در انتخاباتی با پایین ترین مشارکتی که تا امروز رقم خورده، سکاندار مجلس شدند و در کوران رأی های باطله و صف های خالی رأی گیری در اسفندماه سال ۱۴۰۲، راهشان به میدان بهارستان رسید. مجلسی که به جای قانون گذاری، صرف حاشیه سازی شد اما علاوه بر مشارکت ۴۱ درصدی مردم در انتخابات سرد اسفندماه ۱۴۰۲، یکی دیگر از خصوصیات مجلس دوازدهم، هم زمانی تشکیل آن با دولت چهاردهم است. دولتی که از همان روزهای اول، با وجود تاکید بر وفاق ملی و همکاری با همه جریان ها و چهره های سیاسی، مورد غضب طیف تندرو مجلس قرار گرفت. از همین رو، از همان روزهای اولین تشکیل پارلمان جدید، جنجال ها به راه انداختند و به نگرانی ها در رابطه با تندروی ها دامن زدند. نگرانی هایی که بیراه هم نبوده و تحرکات مجلس مقابل مسعود پزشکیان، اظهارات و نطق های آنان مقابل تصمیمات شورای عالی امنیت ملی که به تأیید رهبری نیز می رسد، مهر تأییدی بر افراطی گری تعدادی از همین نمایندگان است. برخی تند بودن مجلس دوازدهم را ناشی از نیامدن مردم پای صندوق آرا می دادند و برخی دیگر هم از اقلیت بودن این طیف سیاسی روایت می کنند. در عین حال، با وجود این که پارلمانی ها خویش را زبان مردم می دانند و از تعطیلی صحن علنی به دستور شورای عالی امنیت شکایت می کنند، بدون آنکه دوربین، میکروفون و ضبط صوتی باشد تا به قول گلاب آدینه در «زیر پوست شهر» از درون دل مردم فیلم بگیرد و پای درد دل آنها بنشیند. از همین رو، این دفعه همراه با ضبط صوت و کارت خبرنگاری راهی تجمعات شبانه مردم شدیم تا به مناسبت انتخابات هیات رئیسه مجلس، نظر آنان را در رابطه با پارلمانی ها جویا شویم. دمِ آقای قالیباف گرم... به میدان هفت حوض می رسم؛ میدانی که بیشتر از ۹۱ شب در کنار میادین دیگر شاهد حضور مردم در پشتیبانی از کشور در مقابل حمله اسرائیل و آمریکا به ایران بوده است. ساعت نزدیک ۱۹ بعدازظهر است و کم کم سنِ دور میدان را برای مراسم شب آماده می کنند. ابتدا محسن چاوشی می خواند: «تکیه به عرش داده ای، به این زمانه خیره ای... چقدر آیه سوخته، چه روزگار تیره ای» و بعد از آن هم «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می زنی» از بلندگوها پخش می شود. کم کم مردم، پرچم ایران به دست، گرد هم جمع می شوند و شعارهای الله اکبر سر می دهند. مرد مسنی با پلاکارد کارتنی که روی آن نوشته شده است: «در این شرایط اقتصادی، مجلس چرا تعطیل است؟» توجهم را جلب می کند. به سمتش رفته و کارت خبرنگاری ام را به او نشان می دهم. از او در رابطه با عملکرد مجلس می پرسم و می گویم با عنایت به شرایط خاص کشور، مجلس چه اقداماتی می تواند انجام بدهد. مرد که علی نام دارد، مشتاقانه درخواستم را قبول کرده و از درخواستش برای افزایش مبلغ کوپن ها می گوید. تاکید می کند که مجلس با سؤال کردن و استیضاح کردن وزرا می تواند به کاهش نرخها کمک نماید. از او می خواهم نام چند نفر از نمایندگانی را که می شناسد، نام ببرد و او از حمید رسایی، علی خضریان، امیرحسین ثابتی و محسن زنگنه روایت می کند که در مجلس خوب کار می کنند. به علی می گویم مجلس با تصمیم شورای عالی امنیت ملی و برای حفظ امنیت نمایندگان تعطیل شده است. میان حرفم می آید و می گوید: «تعطیلی صحن علنی اشتباه است و نمایندگان حق دارند اعتراض کنند. دولت اشتباهات زیادی دارد و باید مجلس بر آن نظارت کند. چرا در این شرایط مجلس را تعطیل کردند تا دولت هر کاری دلش بخواهد انجام دهد؟ همین آقایان رسایی و ثابتی حرف دل مردم را می زنند و اگر این نمایندگان نبودند، مجلس بی خاصیت می شد.» کمی جلوتر می روم. میدان هنوز آن قدر شلوغ نشده، اما ترافیک خودرویی شدیدی بوجود آمده است. دست فروش ها و مغازه ها هنوز باز هستند و در حالی که وضعیت مالی به یک مبحث تهدیدکننده برای مردم تبدیل گشته، تلاش می کنند تا اجناس خویش را بفروشند و نانی را به خانه ببرند. مقابل شهر کتاب از زن و مرد جوانی درخواست می کنم تا به سؤالاتم پاسخ بدهند. از چهره هایشان معلوم بود که یکی از همان نسل ضدی ها (Z) هستند که مدت هاست تبدیل به نقل دهان مسئولان شده اند. سر صحبت که در رابطه با مجلس باز می شود، مرد جوان می گوید که رأی اولی بوده و در انتخابات اسفندماه نیز شرکت کرده است. با این وجود گلایه می کند که چرا مسئولان که اینروزها باید دست به دست هم بدهند، نمایندگان مجلس ساز متفاوت خویش را می زنند و به جای انجام کار برای مردم، به مباحث حاشیه ای می پردازند. همسرش هم که فاطمه نام دارد، با تکیه بر حرف مرد جوان می گوید: «ما از مجلس انتظار داریم که برای وضعیت جوانان کاری کند، اما آنان توجهی نکرده و حتی برای اقتصاد هم کاری نمی کنند.» آنها نیز در بین اعضای مجلس از اقدامات محمدباقر قالیباف تشکر می کنند و می گویند به او بگویید: «دم آقای قالیباف خیلی گرمه.» گلایه ها و وعده های انبارشده آقایان نماینده هرچه ساعت به ۲۰ شب نزدیک تر می شود، دور میدان شلوغ تر شده و شعارها نیز بیشتر می شود. بسمت حلقه چند خانم می روم که بصورت ردیف در کنار هم پرچم های ایران را تکان می دهند. تا سلام می کنم، توجهشان به سمتم جلب می شود. اسم یکی شان مریم بود و چند نفر دیگر نام خویش را بیان نکردند. برایشان توضیح دادم که چه کسی هستم و چه کار دارم. زنی که مریم نام داشت، گفت در انتخابات مجلس شرکت کرده و در برگه رأی اش هم اسم محمدباقر قالیباف و مرتضی آقاتهرانی را نوشته است. با این وجود از مجلس انتقاد دارد و می گوید که نمایندگان در این دو سال خیلی دنبال حاشیه بوده و قانونی را که به سود مردم باشد و به شرایط اقتصادی کمک نماید، تصویب نکردند. او که انتظار داشت مجلس هم مانند دولت دست به اقدام اقتصادی برای معیشت مردم بزند، از نمایندگان اظهار ناامیدی می کند. مرد مسنی هم که در نزدیکی این حلقه قرار داشت، درخواست می کند با او هم گفت و گو کنم. خودش را امیرحسین معرفی نمود و ۴۵ سال سن داشت. او می گوید در انتخابات مجلس شرکت نکرده و مدت هاست که از نمایندگان قطع امید کرده است. تاکید دارد که در شرایط جنگی، کشور باید انسجام ملی را حفظ کند، اما نمایندگانی که فقط وعده می دهند، در در این چند سال کاری برای مردم نکردند و اینروزها هم فقط دنبال تسویه حساب های جناحی خود هستند. او از تندروی ها گلایه دارد و می گوید همان بهتر که صحن مجلس بسته بماند؛ چه فایده دارد که این همه هزینه برای برگزاری صحن شود و نمایندگان خوابشان را به آنجا بیاورند. در ادامه هم گریزی به شعر نیما یوشیج می زند و با اندوه می خواند: «غم این خفته چند، خواب در چشم ترم می شکند...» از او می پرسم در میان نمایندگان چند نفر را می شناسد و می گوید: «فقط کار آقای قالیباف درست است، بقیه را نمی شناسم.» نمایندگان گمنام کم کم ترافیک به اوج رسیده و انگار تجمعات خودرویی هم به تجمعات مردم افزوده شده است. بوق ماشین ها و صدای همراهی مردم با نوحه حسین طاهری که درحال پخش است، سبب می شود که صدا به صدا نرسد و شرایط را برای ضبط مصاحبه سخت تر می کند. مردم می خوانند: «ﭘﺪرش ﻋﻠﻰ در ﺧﻴﺒﺮو ﻛﻨﺪ.. ﺣﺎﻟﺎ ﻧﻮﺑﺖ ﻗﻴﺎم ﭘﺴﺮه... وﻗﺘﺸﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﺗﻮ ﻣﺴﺠﺪاﻟﺤﺮام... ﭘﺮﭼﻢ ﻋﻠﻰ رو ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺒﺮه» با این وجود تلاش می کنم که با مردم حاضر در صحنه تجمعات گپ وگفت بیشتری داشته باشم، اما با پاسخ منفی چند نفر مواجه می شوم. بسمت چند پسر جوان می روم؛ یکی از آنان درخواستم برای گفت و گو را می پذیرد. یکی از سؤالاتی که از مردم می پرسم این است که کدام یک از نمایندگان تهران را می شناسند؛ اما پاسخ ها عجیب و جالب است. عرفان، پسری ۲۹ ساله، می گوید: «من فقط آقای قالیباف را می شناسم.» اما بعد از نام بردن از برخی نمایندگان می گوید که آنان را نمی شناسد. سحر، دختر دانشجویی است که با چشمانی که اشک در آنها حلقه زده، پرچم خویش را تکان می دهد. او نیز در جواب خبرآنلاین می گوید که به غیر از قالیباف، هیچ کدام از نمایندگان پایتخت را نمی شناسد. او می گوید تا قبل از شروع جنگ، اخبار را پیگیری نمی کرده و الآن هم بیش از همه خبرهای در ارتباط با آقای قالیباف را پیگیری می کند. محمد، مردی ۵۴ ساله، هم به خبرآنلاین می گوید: «از میان نمایندگان تهران، قالیباف، کواکبیان و علیرضا محجوب را می شناسم.» وقتی به او می گویم کواکبیان و علیرضا محجوب از نمایندگان مجلس دهم بودند و الآن در مجلس دوازدهم حضور ندارند، می خندد و می گوید این مجلس را پیگیری نمی کند و نام قالیباف را هم از تلویزیون شنیده است. در راه بازگشتم، فکر می کنم و با خود حرف می زنم: «بله، این است حکایت مجلسِ غریب با مردم و خواسته هایشان؛ این است مجلسی که نمایندگانش فرسنگ ها با جامعه خود فاصله دارند و مردمی که حتی نمایندگان شهر خودشان را هم نمی شناسند و آن قدر درگیر اقدامات جناحی و سیاسی خود هستند که بی توجه به شرایط جنگی کشور، گویی با مردم غریبه هستند.»حرف آخر اینکه برخی تند بودن مجلس دوازدهم را ناشی از نیامدن مردم پای صندوق آرا می دادند و برخی دیگر هم از اقلیت بودن این طیف سیاسی روایت می کنند. با این وجود، با توجه به این که پارلمانی ها خود را زبان مردم می دانند و از تعطیلی صحن علنی به دستور شورای عالی امنیت شکایت می کنند، بدون آن که دوربین، میکروفون و ضبط صوتی باشد تا به قول گلاب آدینه در زیر پوست شهر از درون دل مردم فیلم بگیرد و پای درد دل آنها بنشیند. میدان هنوز آن قدر شلوغ نشده، اما ترافیک خودرویی شدیدی ایجاد شده است. منبع: مجلس ایران دات كام 1405/03/15 12:10:47 0.0 از 5 8 تگهای خبر: اقتصاد , انتخابات , پیگیری , تصویب این مطلب مجلس ایران را پسندیدید؟ (0) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط نامه ۸۵ نماینده به رهبر انقلاب برد موشک ها باید به دفتر کار قاتلان رهبر شهید برسد به علاوه اسامی امضا کنندگان دشمن صهیونیستی شکست سختی در لبنان خواهد خورد عده ای همچنان بر طبل اختلاف بی حجاب و باحجاب می کوبند محاصره اقتصادی دشمن را بی اثر می نماییم نظرات بینندگان در مورد این مطلب لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید = ۷ بعلاوه ۲ ارسال نظر